یکشنبه 28 مهر1387
دین
عقاید ما در هجدهسالگی تپههایی هستند که از فراز آنها نگاه میکنیم؛ در چهل و پنجسالگی غارهایی هستند که درونشان مخفی میشویم. اسکات فیتز جرالد
پی نوشت ۱:الطرق الي الله بعدد انفاس الخلائق( حضرت محمد(ص))
پنجشنبه 25 مهر1387
کارآفرین
۲) یه پیمانکار آرماتوربند (بی سواد و ترک)داشتیم یه روزی برگشت بهم گفت مهندس ؟ پول پشت دیوار ترسه!
۳)یه سر ناظر باحال هم داشتیم که عقیده داشت گذشت زمان همه چیزو حل می کنه.(به چه قیمتی بماند؟)
دوشنبه 22 مهر1387
برگشت
پی نوشت۱:فیلم دایره زنگی را برای چندمین بار توی اتوبوس دیدم.فقط هنر پیشه های شناخته شده توش زیاده کل فیلم مالی نیست.
پی نوشت۲: همه عمرمون توی رفت و آمد بین شهر ها گذشت.
جمعه 12 مهر1387
شعر
فردا دوباره رستم(تعطیلات) شروع میشه. و این ۸ روز توی شهر مثل برق و باد می گذره و باید دوباره برگردم توی کارگاه.(الهی هیچوقت برنگردم) حالا که شاید چند روزی نباشم این شعر حمید مصدق که همیشه برام جالب بوده براتون میزارم شما هم لذت ببرید.
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبر مرگ مرا از کسی می شنوی
روی تو کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را
-بی قید-
و تکان دادن دستت که
مهم نیست زیاد
و تکان دادن سر را که
-عجب !
عاقبت مرد؟
-افسوس!
کاشکی می دیدم.
پی نوشت:شاید این جهان جهنم سیاره ای دیگر باشد.(آلدوس هاکسلی)
جمعه 12 مهر1387
CFRD
پی نوشت۱: طراحی و اجرای سد CFRD انجام میدیم.(یک گروه تمام حرفه ای)
پی نوشت ۲: اینم یه عکس از پیشرفت کار (سد CFRD )

چهارشنبه 10 مهر1387
claim
پی نوشت۱:برای خاموشی تابستان خشکسالی بهانه خوبی بود حالا برای کمبود گاز در زمستان به یاری سبزتان نیازمندیم(یه بهانه قابل باور)
پی نوشت۲: اجرای سدCFRD گزینه خوبی برای سرعت بخشیدن در ساخت سدها و تولید برق می باشد.
سه شنبه 9 مهر1387
تجربه
عیدتون مبارک![]()
![]()
دوشنبه 8 مهر1387
امید
در آستانه 30 سالگی خیلی وقتا احساس می کنم که برای شروع خیلی کارا دیر شده و شاید دیگه نتونم از عهدشون بر بیام .مثلا ریسک توی تغییر فیلد کاری یا مهاجرت به خارج یا یادگیری زبان یا موسیقی خاص و... .ولی همیشه توی این موقع ها یاد فیلم زیبای پاپیون میافتم با اون آهنگ بسیار قشنگش. این فیلم و چندین بار دیدم و مطمئن هستم شما هم دیدید و یادتون که آقای پاپیون هیچ وقت توی زندگیش کم نیاورد و بالاخره هم به هدفش رسید شاید به نظر ما دیگه خیلی دیر شده بود ولی فکر می کنم اگه 1 ساعتم بعد از فرار زنده میموند ارزش اون همه سختی رو داشت.(البته از این مثالا تا دلتون بخواد است)
پی نوشت ۱: دیشب دوباره پاپیونو دیدم و حال کردم.
پی نوشت ۲:حتما این فیلمو ببینید.
یکشنبه 7 مهر1387
کار
جمعه 5 مهر1387
جوجه
۲)این سری توی رست یه کاری کردم هنوز از دست خودم دلگیرم مینویسم شاید یادم بره .بنا به دلایلی و علی رغم میل باطنی رفتم فرم تکمیل خانوار رو بدم دیدم ۱۵۰ نفری توی صف هستن منم که اصلا اهل ایستادن توی صف نبودم (فرداش هم بلیط بر گشت داشتم).داوطب شدم اسم بقیه رو بنویسم تا بعد ناهار صف به هم نخوره. وقتی اسمارو نوشتم رفتم که تحویل بدم مدارک خودمم دادم و کارم انجام شد.(البته فرم یه نفره زمانی هم نمی برد).بعدشم اومدم بیرون این کار شاید زرنگی باشه ولی با این کار احساس میکنم سر ۱۵۰ نفرو کلاه گذاشتم و ناراحتم.
پی نوشت۱:یه رفیق شاد و سرزنده میخوام.
پی نوشت۲:ببخشید که نوشته هام دارن تلخ میشن
چهارشنبه 3 مهر1387
پاییز
: مگر چه گفت به گوش درخت، باد خزان
که روي زرد نمود و تکيد و شد لرزان؟
(علي موسوي گرمارودي)
چهارشنبه 3 مهر1387
شنا
پی نوشت۱: موفقیت=تلاش و پشتکار
پی نوشت۲: از تنبلی خودم دارم دیوونه میشم
پی نوشت۳:الان زنگ زدن گفتن صاحبخونه بیرونم کرده ؟شما بودید چه حالی داشتید؟(۲۰ میلیون رهن برای یه خونه فسقلی؟)
پی نوشت۴:من همخونه پولدار میخوام.
پی نوشت۵:حالا دیگه آواره ترینم؟




