یکشنبه 31 خرداد1388
تولد
پی نوشت ۱: میدونم در ورود به دهه ۳۰ زندگی همه حرفای زیادی برای گفتن دارن ؟
پی نوشت ۲:متاسفانه تولدم در روزهای بد(خوب!!؟؟) تاریخ ایران داره اتفاق میافته (تسلیت برای همه بازماندگان وقایع اخیر)
پی نوشت ۳: روزگار غریبیست .
خوش و خرم باشید
پنجشنبه 28 خرداد1388
باز هم انتخابات
پی نوشت ۱: اینا رو مینویسم شاید چند سال بعد با خوندنشون بدونم چه بر سر کشورم اومده
پی نوشت ۲: این هم مطلبی از آقای مهاجرانی در مورد انتخابات
|
برای: جوانان... دوستی زنگ زد. صدایش می لرزید. بغضش ترکید. نتوانست رسا حرف بزند. اصرار داشت در یک جمله بگویم در ایران، در وطنمان چه اتفاقی افتاده است؟. گفتم، رهبری معظم تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنند. همه ما باید در این جشن فرخنده شرکت کنیم و از ژرفای دل و دیده شادمان باشیم.. این جوانانی که در خیابان های تهران و شهرستان ها کتک می خورند. با چهره های خونین بهت زده نگاه می کنند. آقای موسوی و کروبی و روحانیون مبارز که بیانیه می دهند ، گمان می کنند، می شود از جمهوریت نظام و رای ملت حمایت کرد. برای من مثل روز روشن است که 22 خرداد 1388 چهار ماه پس از سی سالگی انقلاب، عصر جمهوری در کشور ما به پایان رسید و آقای احمدی نژاد با تنفیذ ولایت مطلقه امر، آراء لازم را احراز کرد و پیروز شد. این پیروزی مبارک باد... البته هیچ جشنی بدون قربانی نمی شودو هر چقدر جشن بزرگتر باشد قربانیان هم بزرگتر خواهند بود... 22 بهمن آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بود و 22 خرداد ابتدای حکومت اسلامی... سی سال عد د تامل انگیزی است. هم در تاریخ اسلام و هم در تاریخ انقلاب ، امام خمینی هم به سی سال اشاره کرده اند... در عصر حکومت اسلامی که با مانور اقتدار پلیس و نیروهای امنیتی آغاز شد؛ رای و صندوق رای با صندوق کاغذ باطله چه تفاوتی دارد... دوستم صدای گریه اش بلند شد. تلخ گریست. . سیدعطاءالله مهاجرانی مکتوب |
سه شنبه 26 خرداد1388
انتخابات
یکشنبه 17 خرداد1388
مشکل
من نمیدونم چه مرگم که هر موقع پای کامپیوتر میشینم دپرسم. و اونایی که وب منو میخونن باید اینارو تحمل کنن. با عرض پوزش از همه دوستان.
قول میدم اگه این یکی برطرف بشه دیگه به این راحتیا دپرس نشم.
راستی من دوست دارم رییس جمهورم شیک باشه خوب زندگی کنه پولدار باشه ولی به فکر من هم باشه و کارشو بلد باشه نه اینکه مثل من لباس بپوشه مثل من زندگی کنه و مثل من خرج کنه ولی کارشو بلد نباشه و همه ازش سوء استفاده کنند
برای اینکه از این حالت در بیایم چند تا جمله تکراری ولی قشنگ براتون میزارم تا بیشتر از این بهم ... نگید.
جمله هاي طلايي
_ از زندگي خود لذت ببريد، بدون آن كه آن را با زندگي ديگران مقايسه كنيد.
_ هنگامي كه چشمان ما نميتواند مسير را مشاهده كند، اميد، قدمهاي ما را در مسير صحيح قرار ميدهد.
_ انديشيدن تا زماني كه با عمل همراه نباشد، خلاقانه نيست.
_ يك انسان خردمند، فرصتها و شانسها را ميسازد، نه اين كه در انتظار آنها بنشيند.
_ هيچ كسي جز خود ما مسئول بدبختي و خوشبختيهاي ما نيست.
_ بكوشيد عظمت در نگاهتان باشد، نه آنچه بدان مينگري.
_ با الهام از نيروي ايمان، خود را به سوي موفقيت سوق دهيد.
_ عادت كنيد كه بلند و قاطع حرف بزنيد تا احساس قدرت كنيد.
تا بي نهايت از تقليد كوركورانه بپرهيزيم
سه شنبه 12 خرداد1388
کار
راستی بازی انتخابات هم شروع شده ولی احساس میکنم یه بازیه تکراریه و برام جذابیتی نداره.
این چند روزه رفیقمون از دوبی اومده بود وضع بازار کار اونجام هم خرابه
کی میشه آنقدر توانمند بشیم که زندگی بازیمون نده بلکه ما اونو بازی بدیم و این یه هنره
چرا توی ایران فکر میکنیم که نکنه سرمون کلاه بره (تو خرید .رفاقت . کار . عشق . زندگی ...)
دلم بد جوری گرفته شاید چون خیلی وقت بود اینطوری با خودم خلوت نکرده بودم.


