یک سد ساز تنها
افکار پریشان در بیابان
یکشنبه 28 تیر1388
خانه
تجهیز یه خونه کوچولو هم زمان و حوصله زیادی میخواد البته وقتی که ندونی چقدر میخوای بابتش پرداخت کنی
پی نوشت : احساس میکنم وبلاگم خیلی خیلی شخصی شده ؟؟
نوشته شده توسط مرتضی
در 20:35 | لینک ثابت
•
سه شنبه 23 تیر1388
کیفیت
توی وب برای من بهترین جا برای گفتن چیزیه که نشه گفت بلکه باید نوشت. بس هر موقع احساس میکنم نمیتونم چیزیو بیان کنم میام اینجا هر چند نمیتونه همه چیزو بگی(مثل دفتر خاطرات)ولی یه اشاره هم آدمو خالی میکنه. نمیدونم چرا این چند روزه همش باید تصمیمهای سخت و سرنوشت ساز بگیرم. و این تمرکزمو بهم ریخته البته شاید بخاطر این باشه که هدفم دقیقیا مشخص نیست. آدما قدر موقعیتهاشونو نمیدونن (شاید بخاطر اینه که همیشه چند نفر بهتر و قویتر از خودت جلوت هستن) و فکر نمیکنن شاید چند سال پیش اینی که هستن آرزوشون بود و بعدن هم افسوس میخورن چرا استفاده نکردیم. و اینو نمیدونن خیلی آرزوی موقعیت اونارو دارن.
پی نوشت : اینم یه جور زندگیه؟!؟![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط مرتضی
در 19:49 | لینک ثابت
•
دوشنبه 22 تیر1388
خانه
خونه پیدا کردن توی تهران چقدر سخته اگر مجرد هم که باشی یه فاجعه است. ظاهرا مجردا جنایتگر هستند .اخه به هر بنگاهی میری چنان بهت نگاه میکنه و جواب میده که از مجردیت خجالت میکشی.(حالا از حسادتشونه یا ...).جالب اینه که توی این چند روز تقریبا همه شرق و مرکز تهران رو گشتم جای خوب گرونه جای پایین محلش مناسب نیست ولی کلا پیدا کردن خونه کار خیلی سختیه.؟
آدم بهر چیزی عادت میکنه و اگر به چیزی عادت کنه جدا شدن ازش خیلی سخته. بس خدا کنه به چیزای خوب عادت کنیم.
نوشته شده توسط مرتضی
در 19:43 | لینک ثابت
•


