سه شنبه 31 شهریور1388
کار
یه مطلب در مورد پیمانکارها هم دارم براتون تا بدونید چه جونوارایین.
چهارشنبه 25 شهریور1388
جمعه
یکشنبه 15 شهریور1388
شهرام جزایری
این شخص اگه در مسیر مشخص(درست!؟)هدایت میشد شاید میتونست به اقتصاد در حال موت ما کمک زیادی بکنه .(هر چند بدلیل روابط و باند و ... آدما سریع آلوده میشن).
پی نوشت۱: کی بشه ما هم این سوراخ رو پیدا بکنیم.
پی نوشت۲: کی بشه اقتصاد ما هم از مریضی در بیاد.
شنبه 14 شهریور1388
گوشی
امشب تنهاییم با گوشی های موبایل گذشت.
جمعه 13 شهریور1388
خونه
یه چیز جالب اینه که من بعد از ۲ ماه هنوز برای خونه تلویزیون نخریدم یعنی ۲ ماهه تلویزیون ندیدم . و اصلا احساس نیاز هم بهش نمیکنم . و این یعنی صدا سیمای ما شاهکار کرده که اینقدر آدم احساس بی نیازی میکنه اخه قبلا دو تا آدم حسابی میومد صحبت میکرد ادم براش جالب بود ولی الان همهش شده گول زدن آدما و مهمانهای برنامه ها شده چند نفر آدم که حتی بچه محل های خودشون هم نمیشناستشون .البته این باعث شده یه سری از ادما فقط برنامه های اونور آب و ببینند و یه سریها اینوریارو و این یعنی بچه ها دارن با دو فرهنگ متفاوت بزرگشن که هیچکدوم اونی که باید باشن تربیت نمیکنن و این نسل از هم فاصله میگیرن و هیچکدام با اون فرهنگی که باید بزرگ بشن نمیشن.
خدا بهمون رحم کنه ...
چهارشنبه 11 شهریور1388
دیگران
دوشنبه 9 شهریور1388
دوست
و آنگاه که در مسیر زندگی قرارگرفتیم خواسته یا ناخواسته انتخاب کردیم!درست یا غلط!زندگی کردیم و بزای اینکه بودن خویش را ثابت کنیم بازیگری شدیم که گاه نصیبمان سیمرغ بلورین بود و گاه در این صحنه آنقدر کم رنگ ظاهر شدیم که حتی به بودنمان شک کردیم!!!خیلی سخته بدونی برنده سیمرغی و نه تنها نقشت بلکه حتی بودنت هم زیر سوال بره ..............!
کسی میتونه کمکم کنه یه اینترنته پر سرعت پیدا کنم.
جمعه 6 شهریور1388
...
یه پیشنهاد از فرودگاه دارم . چون باند دوم فرودگاه امام می خواد راه بیافته و تازه شروع کردن.
پ.ن:کار برای دیگران برام لذت بخش نیست .و احساس رضایت نمیکنم . هرچند هنوز نتونستم خودمم از جایی شروع کنم (کار آقرینی) چون خیلی سخته بخصوص توی تهران.
پ.ن:امروز تو خونه احساس تنهایی کردم چون هر روز سر کار بودم و خسته میشدم این احساس خودشو نشون نمیداد.
تنهایی هم عالمی دارد.


