تبليغاتX
یک سد ساز تنها

سه شنبه 28 مهر1388

کار

آدما آرزوهای مختلف دارن ولی وقتی قرار به آرزوهاشون برسن کم میارن از ترس یا تنبلی یا ...

کار کردن برای خودت چقدر سخته بخصوص برای آدمایی که تا حالا یاد گرفتن بهشون بگی چیکار کنن

کارآفرینی توی ایران که همه چیز قاطی پاطیه وحشتناک سخته چون همیشه برای شکست باید آماده باشی.

پی نوشت : همچنان منتظر پیشنهاداتون هستم.

یک لینک بی ربطموهای حیوانی

 

نوشته شده توسط مرتضی در 15:27 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 19 مهر1388

پیمانکار و مشاور

در حال تشکیل یک شرکت پیمانکاری و مشاور هستیم . که متخصص در کار نقشه برداری و طراحی راه که فارغ التحصیلای دانشگاه تهران و صنعتی شریف ساپورتش میکنن . و کارهای پیمانکاری آب (سد و ...) و همچنین ابنیه نیز انجام میدیم. البته رزومه کاری گروه مهندسی پاویران شامل برآورد و تهیه اسناد مناقصه و... نیز میباشد که توسط متخصصین این فن که قبلا در شرکت مهاب قدس شاغل بودن صورت میگیره.

حالا هر کی هر کجا کار سراغ داره برام پی ام بده .

پی نوشت: این گروه دارای متخصصان باتجربه و اهل فن میباشد که به بهترین نحو و در کمترین زمان کارهای محوله رو انجام میده.

پی نوشت۲: ما منتظریم...

نوشته شده توسط مرتضی در 10:39 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه 15 مهر1388

آخرین روز

بعد از ماهها کار در این شرکت بالاخره امروز دارم تصویه می کنم . و یه مدتی بیکار خواهم بود . البته یک سری برنامه ریزی برای کار کردم ولی فکر کنم چند ماهی طول بکشه. هنوز هم نمیدونم این کارم درسته یا نه ولی همیشه سعی کردم تصمیمات درست رو با مشورت با دیگران و توکل به خدا بگیرم . امیدوارم این تصمیمم هم درست باشه و اگر بتونم اون چیزی که تو ذهنمه بهش برسم یعنی موفقیتی که سالها به دنبالش بودم .

برام دعا کنید.

نوشته شده توسط مرتضی در 13:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه 5 مهر1388

بتن

طرح اختلاط بتن برای کارهای عمرانی تهران بدلیل نبودن ماسه در منحنی دانه بندی بهتر ۱۱۰۰ ماسه ۷۰۰ شن و عیار سیمان متناسب و آب به سیمان ۴. باشه.

پی نوشت :حال کردین از این اطلاعات توووپ

پی نوشت۲: جواب دوست عزیزیم:   آنکه شیران را کند روبه مزاج   احتیاج است احتیاج است احتیاج

نوشته شده توسط مرتضی در 22:44 |  لینک ثابت   • 

شنبه 4 مهر1388

شرکت

شرکتی که الان در آن کار میکنم شبیه ...

یک آدم بی سواد کلاش مدیر عاملشه . حق همه رو مثل آب خوردن میخوره. به خاطر منابع مالی هر کاری دوست داره میکنه . چند نفر فدایی داره که منفورترین آدما هستن. و... که میتونید حدس بزنید این شرکت کوچک شده چی میتونه باشه . البته بحث مهاجرت  مثل رفتن از شرکت ماست . این آدم هر یه مدت همهرو میندازه بیرون بعدشم با وعده وعید یه سری آدم قوی میاره سرشوون کلاه میزاره و بیرونشون میکنه . و هزار جور کلک و دغل بازی . دیگه خستم کردن . باید رفت و دوباره شروع کرد یعنی باید مهاجرت کرد بر خلاف آنچه دلت میخواد.

پی نوشت:خیلی با کنایه نوشتم خودمم گیج شدم. 

نوشته شده توسط مرتضی در 23:7 |  لینک ثابت   •