یک سد ساز تنها
افکار پریشان در بیابان
چهارشنبه 16 اردیبهشت1388
پولدارها
۱)الان توی شرکتی هستم که صاحبش میلیاردها تومن پول داره . جالب اینه که از صفر شروع کرده . ولی خداییش این بشر تیزه. یه کارایی میکنه که شاخ در میاری . الان چند مهندس قوی باهاش کار میکنن ولی این به تنهایی همشونو سر کار میزاره و با پولش ادمارو بازی میده.حس ششمش وحشتناک قویه. هر چند خیلی وقتا نوع رفتارش نشون میده تحصیل کرده نیست ولی خوب از اونایی که شنیدین طرف با پول همه چیزو میخره حتی....
۲)اینقدر مارو توی کارگاههای متفاوت فرستادن که رشته کارا داره از دستم در میره . هر روز یه مسئولیت خدا ختم بخیر کنه .
۳)یه اتفاقی که سالها ذهنمو مشغول کرده بود بالاخره دیروز اتفاق افتاد خوب یا بد بودنش بماند ولی خیلی از مشکلات ذهنمو حل کرد . و این یعنی یه تجربه گرانبها . شاید تاوانشم بدم ولی فکر میکنم ارزشش رو داشت.
۴)هر روز بیشتر به این نتیجه میرسم که هر چی از خدا بخوای محال نرسی . حالا چه جوری خودش بهتر میدونه.
نوشته شده توسط مرتضی
در 19:54 | لینک ثابت
•


